پایگاه خبری فولاد ایران- علیرغم اینکه ترامپ همچنان به فشار برای اجرای طرح صلح خود ادامه میدهد و اکنون از حمایت از بیانیه سازمان ملل در حمایت از اوکراین، درست در آستانه سالگرد جنگ، خودداری کرده است. این اقدام، بهطور قابلتوجهی به انزوای روسیه پایان میدهد. در نتیجه، اروپا دیگر نقطه تمرکز اصلی سیاست امنیتی ایالات متحده نخواهد بود و این مسأله میتواند زمینه را برای ایجاد یک "پرده آهنین" جدید فراهم کند که واژه "فراآتلانتیک" را از سیاستهای غرب حذف کند. در چنین سناریویی، شرق و غرب بهطور قابلتوجهی تغییر خواهند کرد.
با این حال، نکته جالب این است که چین و آمریکا اکنون (حداقل از دیدگاه نخبگان قدرت در دو کشور) در یک جبهه قرار گرفتهاند، از روسیه حمایت میکنند و به پوتین اجازه میدهند که از انزوای بینالمللی خارج شود.
اکنون، پرسش کلیدی این است که در ماههای آینده چه کسانی از این وضعیت برای تصرف و تثبیت موقعیت خود استفاده خواهند کرد.
به گزارش فولاد ایران، تحلیلهای فعلی درباره تحولات ژئوپلیتیکی به دو دیدگاه سادهانگارانه و افراطی تقسیم شدهاند که تحت تأثیر شکاف عمیق سیاسی داخلی در ایالات متحده قرار دارند و باعث شدهاند که تفکر ژئوپلیتیکی منطقی تضعیف شود.
فراتر از این، ابعاد فرهنگی نیز نقش مهمی در این ماجرا دارند. از زمان جنگ سرد، آمریکاییها به شدت بر روی روسیه متمرکز بودهاند و این وسواس ذهنی باعث شده که در طول دهههای گذشته تهدیدات امنیتی مهمتری را نادیده بگیرند.
در همین حال، اروپاییها باید از وضعیتی که در آن روسیه بهخاطر تجاوزگری و اشغال سرزمینها پاداش دریافت میکند، بهشدت نگران باشند. این وضعیت نهتنها به نفع امنیت ملی ایالات متحده نیست، بلکه باعث تشدید اختلافات داخلی در اروپا نیز شده است.
اکنون، شکافهای میان کشورهای اروپایی در خصوص حمایت از اوکراین بیشازپیش آشکار شده است. فرانسه و بریتانیا بهدنبال جلب حمایت بیشتری برای اوکراین هستند. آلمان تا حد زیادی از این رقابت کنارهگیری کرده و عملاً اعلام کرده که قصد ادامه حمایت جدی را ندارد.
با این حال، اجازه دادن به پوتین برای خروج از سایه انزوای بینالمللی، مترادف با آزاد کردن یک هیولا در صحنه جهانی نیست. اما، این روند میتواند معادلات ژئوپلیتیکی را بهشکل قابلتوجهی تغییر دهد و باعث ایجاد نظم جدیدی در روابط بینالمللی شود که پیامدهای آن هنوز بهطور کامل مشخص نیست.
منبع: Oilprice